تبلیغات
شلمزارسرزمین سبزکهن ونگین انگشتری چهارمحال وبختیاری
تاریخ : دوشنبه 21 اردیبهشت 1394
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه
 مالکین ماشین های گازوئیلی جهت تشکیل پرونده و ساماندهی سوخت  به شهرداری شلمزار مراجعه نمایند .

***در غیر اینصورت سهمیه سوخت آنها کاهش می یابد***

مدارک مورد نیاز جهت تشکیل پرونده

*تصویر سند مالکیت وسیله نقلیه باری 

*تصویر کارت وسیله نقلیه باری 

*تصویر شناسنامه مالک وسیله نقلیه باری

*تصویر کارت ملی مالک وسیله نقلیه باری

*تصویر کارت پایان خدمت/معافیت مالک وسیله نقلیه باری 

*سه قطعه عکس 4*3 مالک وسیله باری





تاریخ : یکشنبه 16 فروردین 1394
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه
کسی که پارو زنی بداند همیشه جایی در قایق  پیدا می کند(مثل آمریکایی)
همسایه تو معلم توست(مثل آلمانی)
اگر از جغد متابعت کنی به ویرانه ات خواهد برد(مثل عربی)
کار،استاد را تمجید می کند(مثل آلمانی)
افتخار را با تواضع وفقر را با صبر برگزار کن(مثل آمریکایی)
برباریعلف تبدیل به شیر می شود(مثل چینی)
درد برای انسان صبور معنایی ندارد(مثل انگلیسی)
از فرطغرور(نه) واز فرط ضعف (آری) مگو (مثل اسپانیایی)
انسان در هر کار باید بداند کجا ترمز کند(مثل فرانسوی)
کسی که شانس را راهنمای خود بداند کور است(مثل ایتالیایی)
آینده به کسی تعلق دارد که می داند چگونه منتظر بنشیند(مثل روسی)
اگر پول در جیب ندارید عسل در دهان داشته باشید(مثل یونانی)
پول غلام مرد عاقل است وارباب مرد احمق(مثل آلمانی)
اگر می خواهی زیاد عمر کنی در جوانی پیر شو(مثل اسپانیایی)




تاریخ : یکشنبه 9 فروردین 1394
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

کلیه بیمه شدگان تامین اجتماعی( رانندگان ،مشاغل آزاد،وکارگران) جهت  صدور لیست حق بیمه و پرداخت و صدورفیش واریزی تامین اجتماعی به دفترپیشخوان دولت شلمزار (پست بانک) مراجعه فرمائید.

 




تاریخ : چهارشنبه 27 اسفند 1393
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

زمانه قرعه نو می زند به نام شما          خوشا شما که جهان می رود به کام شما
در این هوا چه نفسها پر آتش است و خوش است که بوی عود دل ماست در مشام شما
تنور سینه سوزان ما به یاد آرید           کز آتش دل ما پخته گشت خام شما
فروغ گوهری از گنج‌خانه دل ماست چراغ صبح که بر می‌دمد ز بام شما
ز صدق آینه کردار صبح خیزان بود  که نقش طلعت خورشید یافت، شام شما
زمان به دست شما می‌دهد زمام مراد  از آن که هست به دست خرد، زمام شما
همای اوج سعادت که می‌گریخت ز خاک  شد از امان زمین، دانه‌چین دام شما
به زیر ران طلب، زین کنید اسب مراد  که چون سمند زمین شد سپهر، رام شما
به شعر سایه در این بزمگاه آزادی  طرب کنید که پرنوش باد جام شما....

هوشنگ ابتهاج.....(سایه)

دوستان وهمراهان گرامی 
از اینکه در سال جاری همراه وهم یار ما بودید صمیمانه ازشما سپاسگزارم امیدوارم سال نو را نیز در کنار شما و با همفکری شما سروران عزیز بتوانیم در اعتلای گسترش دانش و آگاهی بخشی  تلاش کنیم فراموش نکنیم عید را برای سال تازه جشن نمیگیریم بلکه به پاس دانش آموزی و دانش افروزی در سالی که گذشت جشن می گیریم  از لطف وعنایت شما بی نهایت سپاسگزارم 



تاریخ : چهارشنبه 27 اسفند 1393
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

در دست گلی دارم ، این بار که می آیم

کانرا به تو بسپارم ، این بار که می آیم

در بسته نخواهد ماند ، بگذار کلیدش را

در دست تو بسپارم ، این بار که می آیم

هم هر کس و هم هر چیز ، جز عشق تو پالوده است

از صفحه پندارم ، این بار که می آیم

خواهی که اگر سنجی ، می سنج که جز مهرت

از هر چه سبکبارم ، این بار که می آیم

سقفم ندهی باری ، جایی بسپار، آری

در سایه دیوارم ، این بار که می آیم

باور کن از آن تصویر آن خستگی ، آن تخدیر

بیزارم و بیزارم ، این بار که می آیم

دیروز بهل جانا! با تو همه از فردا

یک سینه سخن دارم ، این بار که می آیم

- استاد حسین منزوی 




تاریخ : یکشنبه 17 اسفند 1393
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه
بی گمان امروز ، کسانی را که در روزهای نخست فروردین ، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در کوچه و گذر و خیابان می بینیم که با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می کنند و پولی می گیرند ، بازمانده ی شوخی ها و سرگرمی های انتخاب"میر نوروزی" و "حاکم پنج روزه" است که تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شدند ، نه در وقت و جشنی دیگر ؛ و آنان خود در شعرهایی که می خواندند می گفتند: حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه.

پوشیدن لباس نو
پوشیدن لباس نو در آیین های نوروزی ، رسمی همگانی است. تهیه لباس ، برای سال تحویل ، فقیر و غنی را به خود مشغول می دارد. در جامعه ی سنتی توجه به تهیدستان و زیردستان برای تهیه لباس نوروزی- به ویژه برای کودکان ، رسمی در حد الزام بود و همینطور خلعت دادن پادشاهان و امیران در جشن نوروز ، برای نوپوشاندن کارگزاران و زیر دستان بوده است.


ادامه مطلب

تاریخ : یکشنبه 17 اسفند 1393
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

بنابر سالنامه های کهن ایران ، هر یک از دوازده ماه سال سی روز است و پنج روز باقی مانده ی سال را پنجه ، پنجک ، خمسه مسترقه ، پیتک (در زبان و تقویم مازندرانی) یا بهریزک (در روزشمار زرتشتیان) گویند. ابوریحان درباره ی پنجه می نویسد: «... هر یک از ماه های فارسی سی روز است و از آن جا که سال حقیقی سیصد و شصت و پنج روز است ، پارسیان پنج روز سال را "پنجی" و"اندرگاه" گویند. سپس این نام تعریب شده و "اندرجاه" گفته شد و نیز این پنج روز دیگر را روزهای مسترقه نامیدند ، زیرا که در شمار هیچ یک از ماه ها حساب نمی شود...»

پارسیان این پنج روز را جشن می گرفتند ؛ مراسم پنجه تا سال 1304 که تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یک روز قرار داد ، برگزار می شد.

برگزاری جشن خمسه در بین همه ی قشرهای اجتماعی رواج داشت. به طوری که در 1311 هجری قمری مردی نیک اندیش در هزینه کردن موقوفه ی خود ، دراسترک کاشان ، سفارش می کند که : «... بقیه منافع وقف را هر سال برنج ابتیاع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالی استرک ، وضیع و شریف ، ذکور و اناث ، صغیر و کبیر بالسویه برسانند.»



ادامه مطلب

تاریخ : یکشنبه 19 بهمن 1393
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

 روزی دزدی در مجلسی پر ازدحام با زیرکی کیسه ی سکه ی مردی غافل را میدزدد، وقتی به خانه رسید کیسه را باز کرد دید در بالای سکه ها کاغذیست که بر آن نوشته است:
خدایا به برکت این دعا سکه های مرا محافظت بفرما...
.

اندکی تامل کردبعد کیسه را به صاحبش باز گرداند.
دوستانش او را ملامت کردند که چرا این همه پول را از دست داد.

دزدکیسه در جواب گفت:
صاحب کیسه عقیده داشت که دعا مال او راحفظ میکند او بر این دعا به خدا اعتقاد نموده است .
من دزد مال او بودم نه دزد دین او.
اگر کیسه او را پس نمیدادم، عقیده اش بر دعا و خدا سست می شد.آن وقت من دزد باورهای او هم بودم.واین دور از انصاف است




تاریخ : جمعه 17 بهمن 1393
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

شنیده ام كه روزگاری یك درخت عظیم و قدیمی وجود داشت كه شاخه هایش به آسمان افراشته بود. وقتی كه گل می داد، پروانه ها، در انواع شكل ها و اندازه ها و رنگ ها
می آمدند و اطراف آن می رقصیدند. وقتی كه میوه می داد، پرندگان از دوردست ها
می آمدند و بر آن درخت می نشستند.
شاخه هایش همچون بازوهایی گسترده در باد بودند، بسیار زیبا به نظر می رسیدند.
یك پسر بچه ی كوچك عادت داشت هر روز زیر این درخت بازی كند و آن درخت قدیمی و زیبا عاشق این پسر شد. بزرگ و قدیمی می تواند عاشق كوچك و جوان شود، اگر این فكر را حمل نكند كه بزرگ است.
آن درخت این فكر را نداشت كه بزرگ است __ فقط انسان ها چنین افكاری دارند ___ بنابراین عاشق آن پسر بچه شد. نفس همیشه سعی دارد عاشق چیزهای بزرگ شود. نفس همیشه می كوشد با چیزهای بزرگ تر از خودش مرتبط باشد. ولی برای عشق هیچكس بزرگتر و كوچكتر نیست. عشق هركس را كه نزدیك شود در آغوش می گیرد.
بنابراین، درخت برای آن پسر كه هر روز می آمد و زیر آن می نشست، عشقی را رشد داد. شاخه هایش بالا بودند، ولی برای اینكه پسر بتواند گل هایش را بكند و میوه هایش را بچیند، آن ها را فرود می آورد.
عشق همیشه آماده ی تعظیم كردن است، نفس هرگز آماده نیست كه سرخم كند. اگر به نفس نزدیك شوی خودش را بالاتر می كشاند، خودش را سفت می گیرد تا نتوانی آن را لمس كنی. كسی كه بتواند لمس شود، به نظر پایین تر می آید.
كسی كه نتواند لمس شود، كسی كه بر اریكه قدرت در پایتخت تكیه زده، به نظر بزرگ می آید.


ادامه مطلب

تاریخ : دوشنبه 22 دی 1393
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه
با سلام وادب  

اموسسه باران زردکوه با اهداف ایجادحاشیه  امنیت  معیشتی   ومالی برای دانش آموزان ودانش پژوهان با همت  خیرین وصاحب نظران تشکیل شد . مراحل ثبت اولیه آن  باموفقیت به پایان رسید 
این موسسه که با نیت بستر سازی فرهنگی  در راستای حذف دغدغه های اولیاء ومعلمان  در خصوص هزینه های مالی  واقتصادی شکل گرفته است ، بر آن است تا ضمن شناسایی نخبگان علمی شهرستان  نسبت به حمایت مالی ومعنوی آنان اقدام نماید .امید که همکاری وهمیاری تمامی اعضاء ومردم نیک اندیش این دیار مارا در پیشبرد اهداف خیر این موسسه یاری رساند 
اسامی هیات موسس ومتولیان امر  وعزیزانی که ما را در این امر یاری رساندند به شرح زیل است
1عباسعلی حمزه شلمزاری------------------مدیر عامل شرکت تعاونی کامیونداان  
2-حکمت الله میرزایی تشنیزی----------------- مشاور وفعال اجتماعی در زمینه اشتغال وترک اعتیاد
3-غلامرضا حکمی------------------------------مدیر دبیرستان کار ودانش شلمزار
4محمد رضا حکمی -----------------------------شاعر ودبیر ومعاون  دبیرستان  منتظری شلمزاروعضو انجمن داستان  تا   راز
5محمد رضا داوری------------------------------شاعر ودبیر ومدیر کانون بشارت شلمزاروعضو انجمن ادبی آوای قلم 
6مجید نجفی----------------------------------مدیر ودبیر مدرسه راهنمایی رجایی شلمزار
7-حجت الله(مهدی)همتیان-------------------خبرگزار وکارمند شرکت مخابرات شهرستان وعضو انجمن داستان  تا   راز
8-مجید داوری شلمزاری-----------------------شاعر وکارمند بیمارستان  وعضو انجمن ادبی آوای قلم 
 9-حمید صفی شلمزاری-----------------------شاعر وعضو انجمن ادبی آوای قلم 
10-مسعود خلیلیان شلمزاری ---------------- ورزشکار وعضو انجمن ادبی آوای قلم وانجمن داستان 
11-تورج امانی-----------------------------------آموزگار وعضو انجمن داستان وانجمن ادبی آوای قلم 
12-عبدالرضا خدابخشی------------------------مدیر دبیرستان ومسئول پایگاه  بسیج شهدای گمنام 
13-ابوالقاسم حکمی----------------------------عضو هیات مدیره سازمان نوای فردا کارمند شرکت سیرنگ شلمزار
14-فرزاد مردانی---------------------------------فعال اجتماعی وفرهنگی 
15-علی ملک پور -------------------------------فعال اجتماعی وکارمند شرکت سیرنگ شلمزار
16-مراد رسایی فرد-----------------------------فعال اجتماعی وعضو انجمن نمایش 
17-جاسم باقری--------------------------------آموزگار ومسئول انجمن نمایششهرستان کیار
18-تیمور حیدری--------------------------------پرسنل نیروی انتظامی وفعال اجتماعی
19-محمد حمزه پور ----------------------------عضو سازمان نوای فردا وفعال اجتماعی
20-اسماعیل صفی----------------------------مسئول نیروی انسانی پایگاه شهید محلاتی وفعال اجتماعی
21-حسین یگانه----------------------------------کارمند میراث فرهنگی وعضو سازمان نوای فردا-انجمن ادبی آوای قلم 



تاریخ : پنجشنبه 11 دی 1393
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه
آغاز مرحله اول دریافت

 کارت ملی هوشمند




واجدین شرایط اخذ  کارت هوشمند ملی:

1- افرادی که به سن 15 سال تمام رسیده و تاکنون کارت شناسایی ملی (کارت فعلی) را دریافت ننموده اند.

2- کسانی که مشخصات هویتی خود را تغییر داده و تاکنون نسبت به تعویض کارت ملی خود اقدام ننموده اند.

(این مشخصات شامل نام، نام خانوادگی، نام پدر، شماره شناسنامه و تاریخ تولد می باشد)

3- کسانی که کارت ملی آنها مفقود شده است.


  • کارت های شناسایی ملی فعلی تا پایان سال 1394 اعتبار داشته و نیازی به تعویض ندارند (غیر از موارد یاد شده بالا)


متقاضیان کارت ملی جهت ثبت نام و دریافت کد رهگیری

به دفتر پیشخوان دولت شلمزار پایین تر از اداره مخابرات مراجعه نمایند.





تاریخ : جمعه 28 آذر 1393
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه
ضمن تشکر از بازدیدکنندگان عزیز،به اطلاع می رسانیم چنانچه مایل هستید مطالب یا عکس هایی پیرامون شهر شلمزار،یا مطالب جالب خود را به نام خودتان در این وبلاگ قرار دهید،مطالب را همراه با مشخصات خود
 به آدرس ایمیل

shalamzar7@yahoo.com

 ارسال نمائید.

همچنین در قسمت نظرات منتظر انتقادات و پیشنهادات بازدیدکنندگان عزیز هستیم


-----با تشکر مدیریت وبلاگ شلمزار----






تاریخ : دوشنبه 24 آذر 1393
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه
در حیرتم از خلقت اب
اگر با درخت همنشین شود آن را شکوفا میکند
اگر با آتش تماس بگیرد آنرا خاموش میکند
اگر با ناپاکی ها برخورد کند آنرا تمیز میکند
اگر با آرد هم آغوش شود آنرا اماده طبخ میکند
اگر با خورشید متفق شود رنگین کمان ایجاد میشود
ولی اگر تنها بماند رفته رفته گند آب میگردد
دل ما نیز بسان آب است وقتی با دیگران است زنده و تاثیر پذیر است
و در تنهایی مرده وگرفته است...
پس بیاییم با،باهم بودن دلهایمان را زنده و سرحال نگهداریم

هر کاری که انجام میدهی ،حتی آب دادن به گلدان. ''آن لحظه''مهمترین و با شکوه ترین کاری است که قادر به انجام آن هستی. چون واقعیت زندگی این است : حضور تو و جاری شدنت در ''زمان حال'' اگر این را عمیقا درک کنی ، تمام کارهای روزمره ات تبدیل به اعمالی سرورانگیز و معنوی میشوند. و هر کاری که انجام دهی تو را پر انرژی تر و هشیار تر میکند



تاریخ : دوشنبه 24 آذر 1393
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

رخداد کشته شدن سیاوخش ایران، آنهم با آن ناجوانمردی ، هنوز هم پس از هزاران سال هر مردم(انسان) آزاده و فرهیخته ای را اندوهگین می کند و اشک از دیدگان پاکدلان فرو می ریزد.آنگونه که از داده های تاریخی بر می آید کشته شدن سیاوش برای ایرانیان بسیار دردناک و سنگین بود چنانکه تا هزاران سال پس از آن رویداد تلخ، این سوگواری ها ادامه داشت .

ثعالبى مینویسد:

« چون گزارش كشته شدن سیاوش به ایران رسید، زمین از گریه مردم به لرزه درآمد و سوگ همگانى شد و این داغ را سخت بزرگ انگاشته، سوگواریها كردند و در این هنگام حال كى كاووس چونان حال فریدون به هنگام شنیدن گزارش مرگ ایرج بود. تاریخ غررالسیر، ص 140- 139.

به گزارش ابن بلخى:« كى كاوس چون خبر حادثه سیاوش شنید، جزع بسیار كرد و گفت: سیاوش روحانى را من كشتم نه افراسیاب». فارسنامه، ص 41.

گویند رسم سیاه پوشیدن در مصیبتها از این زمان در ایران آغاز شد و آن چنان بود كه یكى از پسران گودرز با شنیدن این خبر، در سوگ سیاوش جامه‏ هاى سیاه بر تن كرد و به پیش كى كاووس رفت. كى كاووس كه او را سیاه‏پوش دید، پرسید: این چیست؟ در پاسخ گفت: امروز روز تیرگى و سیاهى است. و رسم سیاه پوشیدن در سوگواریها از آن زمان بود.

طبرى، تاریخ طبرى، ج 2، ص 425  بلعمى، تاریخ بلعمى، ج 1، ص 602  ابن اثیر، الكامل، ج 3، ص 78- 77.

نرشخى می ‏نویسد : سیاوش كسى بود كه حصار بخارا را بنا كرد و بیشتر در آنجا بود( گمان می‏رود كه نرشخى بخارا را با سیاوشگرد یكى دانسته است). وى در ادامه میگوید:« و هم در این حصار بدان موضع كه از در شرقى اندر آیى، اندرون درِ كاه‏فروشان و آن را دروازه غوریان خوانند، او را آنجا دفن كردند. و مغان بخارا بدین سبب آنجاى را عزیز دارند. و هر سالى هر مردى آنجا یكى خروس بَرَد و بكشد پیش از برآمدن آفتاب روز نوروز. و مردمان بخارا را در كشتن سیاوش، نوحه‏هاست. چنانكه در همه ولایت‏ها معروف است. و مطربان آن را سرود ساخته‏اند و مى‏گویند و قوّالان آن را گریستن مغان خوانند.» نرشخى، تاریخ بخارا، ص 33- 32. باز همو در جایى دیگر مى‏گوید:« و اهل بخارا را بر كشتن سیاوش سرودهاى عجب است و مطربان آن سرودها را كین سیاوش گویند.» همان، ص 24.

گردیزى در باره تداوم كین سیاوش می نویسد:

چون خبر كشته شدن او به ایران رسید« جهان بشورید و سران ایران بشوریدند و میان ایران و توران تعصب و فتنه افتاد، تا بدین غایت هنوز[ یعنى قرن پنجم هجرى و زمان گردیزى‏] اندر آنند.»

زین الأخبار، ص 47.

ثعالبى ادامه می دهد: با شنیدن خبر كشته شدن سیاوش« رستم را دردى جانكاه گرفت كه او را از پاى افكند، به گونه‏اى كه نتوانست سواره به نزد كى كاووس بیاید. ناگزیر پیاده و سر و پاى برهنه و گریان بر شاه درآمد و گفت: شاها، آن روز خطا كردى كه فرزند بى‏مانندت را آواره ساختى و او را ناگزیر كردى كه به دشمن پناه ببرد تا زمین را از خونش سیراب كردند. اینك از مرگ او پشت ما شكست و كارها نابسامان گردید. همه این گرفتاریها پیامد همدلى تو با سودابه و چشم پوشى تو از تبه كارى آن جادوى پتیاره است.»

تاریخ غررالسیر، ص 140.

بکوشش : بانو میترا مهر آبادی _ پخش ویژه : مهرمیهن

 

مهر میهن می افزاید : تاریخ نشان داده است که نیک نامان و پاکان هیچگاه از یاد آیندگان نخواهند رفت و همواره نام و یادشان گرامی خواهد ماند. سیاوخش پاک ایران هم از چنین ویژگی برخوردار بود و نام نیکش همواره در میان ایرانیان زنده و پاینده است. اما چگونه شد که سیاوخش چنین نیک نامی را برای خود خرید ؟ پاسخ را از زبان فردوسی بزرگ می شنویم:

سیاوخش از بهر پیمان که بست

سوی تیغ و نیزه نیازید دست !

نفرمود، کس را ز یاران خویش

که در جنگ، بنهند، یک پای پیش !

..............

سیاوخش ایران ، در هنگامی که مرگ را پیش و روی می دید ،از پیمان خود بر نگشت !

حتی اجازه نداد یکی از یارانش ،دست به شمشیر ببرد !

و سرنجام :

همه کشته گشتند بر دشت کین
ز خونشان همه لاله گون شد زمین




تاریخ : دوشنبه 3 آذر 1393
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺩﺷﻤﻦ ﺑﻌﺜﯽ ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﺟﺴﺪ ﺑﯽ ﺟﺎﻥ ﻭ ﻋﺮﯾﺎﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﯿﺮﮎ ﺑﻠﻨﺪﯼﺑﺴﺘﻪ ﻭ ﺩﺭﺁﻥ ﺳﻮﯼ ﮐﺎﺭﻭﻥ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﺎﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ !
ﺗﮑﺎﻭﺭﺍﻥ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺍﺭﺗﺶ ﺑﺎ ﺗﻘﺪﯾﻢ 3 ﺷﻬﯿﺪ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺁﻥ ﺟﺴﺪ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ !...
ﺳﻪ ﺷﻬﯿﺪ ﺑﺮﺍﯼ " ﺟﺴﺪ " ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ !...

ﻧﺎﭘﻠﺌﻮﻥ ﺑﻨﺎﭘﺎﺭﺕ :
ﺍﮔﺮ ﻧﯿﻤﯽ ﺍﺯ ﻟﺸﮕﺮﯾﺎﻧﻢ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﯿﺎﺭﺍ ﻓﺘﺢ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ...

ﺁﺩﻭﻟﻒ ﻫﯿﺘﻠﺮ :

ﺍﮔﺮ ﻣﻬﻨﺪﺳﺎﻥ ﺍﺳﻠﺤﻪ ﺳﺎﺯ ﻣﻦ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺻﺪ ﺳﺎﻝﻗﺒﻞ ﺍﺯﺗﻮﻟﺪﻡ ﻧﺎﺯﯼ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺑﻤﺐ ﺍﺗﻤﯽ ﻣﯿﺸﺪ .

ﭘﺒﺎﻣﺒﺮ ﺍسلام :

ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﺩﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﭘﺎﺭﺱ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﯼﻋﻠﻢ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺭﺳﯿﺪ

ﭼﻨﮕﯿﺰ ﻣﻐﻮﻝ :

ﺍﮔﺮ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﺮﺩﺍﻧﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﺎ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﻧﺸﺎﻥ ﺍﺯﻋﻬﺪﺷﺎﻥ ﺩﻓﺎﻉﮐﻨﻨﺪ ﺩﺭ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﭘﺎﺭﺱ ﺑﻪ ﮐﺎﻭﺵ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯ .

ﺍﺳﮑﻨﺪﺭ :

ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﻓﺮﺩﯼ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﮐﺸﻮﺭﺵ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪﻩ ﺗﻤﺎﻡﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺶ ﺭﺍ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺍﻫﻞ ﺍﻣﭙﺮﺍﻃﻮﺭﯼ ﭘﺎﺭﺱ ﺍﺳﺖ

ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﻬﺎ






آخرین مطالب

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید