تبلیغات
شلمزارسرزمین سبزکهن ونگین انگشتری چهارمحال وبختیاری
تاریخ : یکشنبه 5 خرداد 1392
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

خـداونـد از نـگاه ملاصـدرا


خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود
و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده میشود
و بقدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود
و به قدر دل امیدواران گرم میشود

یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسرماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه میشود
در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ِناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید
از ناجوانمردیهــا
ناراستی ها
نامردمی ها!

چنین کنید تا ببینید که خداوند
چگونه بر سر سفره ی شما
با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند

مگر از زندگی چه میخواهید
که در خدایی خدا یافت نمیشود؟
که به شیطان پناه میبرید؟
که در عشق یافت نمیشود
که به نفرت پناه میبرید؟
که در حقیقت یافت نمیشود
که به دروغ پناه میبرید؟
که در سلامت یافت نمیشود
که به خلاف پناه میبرید؟
و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید
که انسانیت را پاس نمی دارید ؟!




تاریخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

فروش ویژه خطوط اینترنت پرسرعتADSL+2 نوین نت

 

سرعت واقعی را با ما تجربه کنید

 

جهت اطلاع ازقیمت  پهنای باندها به آدرس اینترنتی

 

http://www.novinnet.ir/services/pricelist

مراجعه فرمائید.

 

جهت ثبت نام  به نمایندگی شرکت نوین نت

 

(کافی نت پارت نت )،مراجعه فرمائید.

.......................................

شلمزار خیابان آزادی جنب پست بانک

2624242

 

 




تاریخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

روز شنبه 31/1/92کمیسیون فرهنگی شهر شلمزار اولین جلسه خود را در راستای تدوین وطراحی جشن روز شلمزار در سال92برگزار نمود.

در این جلسه جناب آقای سعید صمیمی فرزند عوضعلی به عنوان مسئول کمیته اجرایی جشن منصوب گردید .

جناب آقای مهدی همتیان به عنوان مسئول کمیته فرهنگی جشن منصوب گردید.

جناب آقای سعید صمیمی فرزند محمد به عنوان مسئول کمیته مالی وجذب اعتبارات مردمی منصوب گردیدند.

در این جلسه مقرر گردید هر یک ازمسئولان نسبت به تشکیل و برگزاری کمیته های مذکور اقدام وضمن هماهنگی با مسئول کمیته اجرایی جناب آقای سعید صمیمی ،مشروح عملکرد خود را به کمیسیون فرهنگی شورا ارایه نمایند .

مقرر گردید جلسات کمیسیون در هفته آینده جهت تدوین برنامه ها باحضور اعضای کمیته های مذکور تشکیل جلسه دهد.




تاریخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

در چهارمین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر شلمزار10نفر ثبت نام نمودند

از زمان شروع ثبت نام تا پایان ساعت روزیکشنبه 1/02/1392ده نفراز واجدین شرایط شورای اسلامی این شهر،اقدام به نام نویسی نمودند.

اسامی کاندیداهای چهارمین دوره شورای اسلامی شهر شلمزار به شرح ذیل است

1- اکبر داوری فرزند عباس

2- ابراهیم خدابخشی فرزند اسماعیل

3- داریوش ملک پور فرزند محمد حسین

4- حمید داوری فرزند فرج الله

5- حسین یگانه فرزند هدایت الله

6- حسین خلیلی فرزند حسن

7- سعید صمیمی فرزند محمد

8- عباس خلیلیان فرزند ناصر

9- محمود صیفی

لازم به ذکر است  انتخابات شورای اسلامی همزمان با انتخابات ریاست جمهوری در 24/3/92روز جمعه برگزار می شود واز این تعداد پنج نفر به عنوان عضو اصلی شورا ودو نفر به عنوان عضو علی البدل تعین می شوند.




تاریخ : پنجشنبه 29 فروردین 1392
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

امروز اندیشه های دیروز را ورق می زنم اما دیروز تنها در گوشه ای کز کرده وروی خود را از محرم ونامحرم پوشانده است  گوی اینکه امروز را نمی شناسد

اماامروز بدون هیچ اندیشه ای سرش را بالا می گیرد وبه اطراف خود چشم می دوزد وگاه اشاره ای با چشم به امید هوسی تازه از یک فکر بکر در سر می پروراند

امروز عریان از تجسم دیروز  ودیروز پوشیده از قالب تهی اندیشه ها به دنیا می نگرند

هراسی هولناک می گوید فردا در راه است  پوشیده از اندیشه های تهی وکینه توز تر از حس غریبانگی دیروز

شما چه فکر میکنید ؟قالب را از غالب پر کنیم یا برای غالب جشنی از قالب اندیشه های سرشار بگیریم؟

حسین یگانه




تاریخ : دوشنبه 7 اسفند 1391
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه
 قانون یکم

به شما جسمی داده شده. چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید، باید بدانید که در طول زندگی در دنیای خاکی با شماست.

قانون دوم

در مدرسه‌ای غیر رسمی و تمام وقت نام‌نویسی کرده‌اید که "زندگی" نام دارد. در این مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درس‌ها را دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، پس بهتر است به عنوان بخشی از برنامه آموزشی برایشان طرح‌ریزی کنید.

قانون سوم

اشتباه وجود ندارد، تنها درس است. رشد فرآیند آزمایش است، یک سلسله دادرسی، خطا و پیروزی‌های گهگاهی، آزمایش‌های ناکام نیز به همان اندازه آزمایش‌های موفق بخشی از فرآیند رشد هستند.

قانون چهارم

درس آنقدر تکرار می‌شود تا آموخته شود. درس‌ها در اشکال مختلف آنقدر تکرار می‌شوند، تا آنها را بیاموزید. وقتی آموختید می‌توانید درس بعدی را شروع کنید، بنابراین بهتر است زودتر درس‌هایتان را بیاموزید.

قانون پنجم

آموختن پایان ندارد. هیچ بخشی از زندگی نیست که در آن درسی نباشد. اگر زنده هستید درس‌هایتان را نیز باید بیاموزید.

قانون ششم

قضاوت نکنید، غیبت نکنید، ادعا نکنید، سرزنش نکنید، تحقیر و مسخره نکنید، وگرنه سرتان می آید. خداوند شما را در همان شرایط قرار می‌دهد تا ببیند شما چکار می‌کنید.

قانون هفتم

دیگران فقط آینه شما هستند. نمی‌توانید از چیزی در دیگران خوشتان بیاید یا بدتان بیاید، مگر آنکه منعکس کننده چیزی باشد که درباره خودتان می‌پسندید یا از آن بدتان می‌آید.

قانون هشتم

انتخاب چگونه زندگی کردن با شماست. همه ابزار و منابع مورد نیاز را در اختیار دارید، این که با آنها چه می‌کنید، بستگی به خودتان دارد.

قانون نهم

جواب‌هایتان در وجود خودتان است. تنها کاری که باید بکنید این است که نگاه کنید، گوش بدهید و اعتماد کنید.

قانون دهم

خیرخواه همه باشید تا به شما نیز خیر برسد



تاریخ : یکشنبه 6 اسفند 1391
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟
میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را طلاق دهد ؟
شیطان گفت : آری و این کار بسیار آسان است
پس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی می کرد او را وسوسه کند اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست داشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کرد
پس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کرد
سپس زن گفت : اکنون آنچه اتفاق می افتد ببین و تماشا کن
زن به طرف مرد خیاط رفت و به او گفت :
چند متری از این پارچه ی زیبا میخواهم پسرم میخواهد آن را به معشوقه اش هدیه دهد پس خیاط پارچه را به زن داد
سپس آن زن رفت به خانه مرد خیاط و در زد و زن خیاط در را باز کرد وآن زن به او گفت : اگر ممکن است میخواهم وارد خانه تان شوم برای ادای نماز ، و زن خیاط گفت :بفرمایید،خوش آمدید
و آن زن پس از آنکه نمازش تمام شد آن پارچه را پشت در اتاق گذاشت بدون آنکه زن خیاط متوجه شود و سپس از خانه خارج شد
و هنگامی که مرد خیاط به خانه برگشت آن پارچه را دید و فورا داستان آن زن و معشوقه ی پسرش را به یاد آورد و همسرش را همان موقع طلاق داد
سپس شیطان گفت : اکنون من به کید و مکر زنان اعتراف می کنم
و آن زن گفت :کمی صبر کن
نظرت چیست اگر مرد خیاط و همسرش را به همدیگر بازگردانم؟؟؟!!!
شیطان با تعجب گفت : چگونه ؟؟؟
آن زن روز بعدش رفت پیش خیاط و به او گفت
همان پارچه ی زیبایی را که دیروز از شما خریدم یکی دیگر میخواهم برای اینکه دیروز رفتم به
خانه ی یک زنی محترم برای ادای نمازو آن پارچه را آنجا فراموش کردم
و خجالت کشیدم دوباره بروم و پارچه را از او بگیرم
و اینجا مرد خیاط رفت و از همسرش عذرخواهی کرد و او را برگرداند به خانه اش.
و الان شیطان در بیمارستان روانی به سر میبرد.




تاریخ : سه شنبه 1 اسفند 1391
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه
 

جشن ابسالان فرخنده باد


هرمزد روز از اسفند ماه برابربا ١ اسفند در گاهشماری ایرانی                       

جشن«اسفندی» و هدیه به زنان در نیاسر کاشان، اقلید و محلات ؛  و پختن آش «اسفندی»

آغاز سال نو در تقویم محلی نطنز ساوه و کاشان .

در فراهان معروف به «آفتو به حوت » ( آفتاب در برج ماهی )

همچنین جشن «آبسالان» یا « بهار جشن » یا «جشن روباه » به مناسبت روان شدن جویبارها و طلیعه بهار. خجستگی دیدار روباه . (واژه ی « آبسالان » با«آبشار » و فشار آب ها در پیوند است . )

در متون کهن هنگام این جشن به گونه های مختلفی آمده است که مانند بسیاری از دیگر دگر گونی ها ناشی از محاسبه ی زمان با تقویم های گوناگون و کبیسه گیری های متنوع بوده است .

همچنین روز جشنی به نام «کوسه سواری » یا «کوسه برنشین »مراسم نمایشی خنده آور که توسط مردی کوسه رو که بر درازگوشی سوار بوده بر گزار می شده است . کوسه خود را باد می زده و مردم به او آب می پاشیده اند .




تاریخ : دوشنبه 23 بهمن 1391
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

شعر زیر برای حدود 70 سال پیش است و شاید زیاد به زمانه ما نخورد اگر البته کاهش بودجه و عقب افتادن حقوق

و کسری دریافتی به خاطر نبود پول و افزایش قیمت همه چیز جز حقوق ماهیانه کارمندان، اجازه بدهد!

                                                                                                                                                                                                                                                       

از نار غصه سوزان

دمساز آه و افغان
از خوشدلی گریزان

عاری ز شوکت و شان
بیچاره کارمندان
بی حال و دل فسرده
بی جان مثال مرده
چون صید تیر خورده
کام از جهان نبرده
انسان ولی چه انسان
بیچاره کارمندان
در یک اتاق محبوس
با شکل و وضع منحوس
یک‌سر رببس و مرئوس
همدم به آه و افسوس
مبهوت و مات و حیران
بیچاره کارمندان
از جور بچه و زن
جان متصل به شیون
نه خانه و نه مسکن
تکلیف نا معین
جفت زیان و خسران
بیچاره کارمندان
نه رخت و نه لباسی
نه فرش و نه پلاسی
نه پایه و اساسی
نه هوش و نه حواسی
غمناک و زار و پژمان
بیچاره کارمندان
اهل و عیال خانه
دائم پی بهانه
ناراضی از زمانه
چون مرغ فکر دانه
خالیست سفره از نان
بیچاره کارمندان
امروز اهل بازار
دارند دخل سرشار
پول است نزدشان خوار
پس راضیند از این کار
لیک این کسان پریشان
                                                                      بیچاره کارمندان
                                                                                          




تاریخ : سه شنبه 10 بهمن 1391
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

جشن سده " بزرگترین و کهنترین جشن آتش ، بر تمام ایرانیان شاد و فرخنده باد
دهم بهمن ماه ، پس از تاریک شدن هوا ، یکی از بزرگترین جشنهای کهنِ ایران زمین برگزار میشود . " جشن سده " که به مناسبت کشف و مهار آتش توسط ایرانیان در هزاران سال پیش برگزار میشود .
این جشن در کنار جشن نوروز کهنترین و بزرگترین جشن ایرانیان است . در اساطیر ایران هوشنگ شاه ، یکی از پادشاهان پیشدادی به مناسبت کشف آتش این جشن را برگزار میکند




تاریخ : جمعه 6 بهمن 1391
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

آغاز پادشاهی کورش بزرگ شاد بادا.
4 بهمن برابر با 23 ژانویه 559 پیش از میلاد ( 2571 سال پیش) آغاز پادشاهی کورش بزرگ و به وجود آورنده ایران بزرگ و یکپارچه است.
از این روی می توان وی را پدر ایران زمین نامید.
کورش بزرگ در 4 شهریور برابر با 25 آگوست 576 یا 600 پیش از میلاد (2588 یا 2612 سال پیش ) به دنیا آمد.
در 20 مهر برابر با 12 اكتبر سال 539 یا 538 پیش از میلاد ( 2551 یا 2552 سال پیش ) بابل را فتح کرد.
در 7 آبان برابر با 29 اكتبر سال 539 یا 538 پیش از میلاد ( 2551 یا 2552 سال پیش ) تاج گذاری کورش در بابل و صدور لوح معروف به لوح حقوق بشر و اعلام ایجاد امپراتوری ایران بزرگ ( امپراتوری پارس ).
در 14 اسفند برابر با 4 مارس سال 529 یا 530 پیش از میلاد و 9 سال پس اعلام امپراتوری ایران ( 2541 یا 2540 سال پیش) کورش بزرگ درگذشت.




تاریخ : چهارشنبه 4 بهمن 1391
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

*من به مدرسه می‌رفتم تا درس بخوانم*
*تو به مدرسه می‌رفتی چون به تو گفته بودند باید دکتر شوی*
*او هم به مدرسه می‌رفت اما نمی‌دانست چرا*
*من پول توجیبی‌ام را هفتگی از پدرم می‌گرفتم*
*تو پول توجیبی نمی‌گرفتی، همیشه پول در خانه‌ی شما دم دست بود*
*او هر روز بعد از مدرسه کنار خیابان آدامس می‌فروخت*
*معلم گفته بود انشا بنویسید*
*موضوع این بود علم بهتر است یا ثروت*

*من نوشته بودم علم بهتر است*
*مادرم می‌گفت با علم می‌توان به ثروت رسید*
*تو نوشته بودی علم بهتر است*
*شاید پدرت گفته بود تو از ثروت بی‌نیازی*
*او اما انشا ننوشته بود برگه‌ی او سفید بود*
*خودکارش روز قبل تمام شده بود*
*معلم آن روز او را تنبیه کرد*

*بقیه بچه‌ها به او خندیدند*
*آن روز او برای تمام نداشته‌هایش گریه کرد*
*هیچ‌کس نفهمید که او چقدر احساس حقارت کرد*
*خوب معلم نمی‌دانست او پول خرید یک خودکار را نداشته*
*شاید معلم هم نمی‌دانست ثروت وعلم گاهی به هم گره می‌خورند*
*گاهی نمی‌شود بی ثروت از علم چیزی نوشت*
*من در خانه‌ای بزرگ می‌شدم که بهار توی حیاطش بوی پیچ امین‌الدوله می‌آمد*
*تو در خانه‌ای بزرگ می‌شدی که شب‌ها در آن بوی دسته گل‌هایی می‌پیچید که پدرت برای مادرت می‌خرید*
*او اما در خانه‌ای بزرگ می‌شد که در و دیوارش بوی سیگار و تریاکی را می‌داد
که پدرش می‌کشید*
*سال‌های آخر دبیرستان بود*
*باید آماده می‌شدیم برای ساختن آینده*
*من باید بیشتر درس می‌خواندم دنبال کلاس‌های تقویتی بودم*
*تو تحصیل در دانشگاه‌های خارج از کشور برایت آینده‌ی بهتری را رقم می‌زد*
*او اما نه انگیزه داشت نه پول، درس را رها کرد و دنبال کار می‌گشت*
*روزنا مه چاپ شده بود*

*هر کس دنبال چیزی در روزنامه می گشت*
*من رفتم روزنامه بخرم که اسمم را در صفحه ی قبولی‌های کنکور جستجو کنم*
*تو رفتی روزنامه بخری تا دنبال آگهی اعزام دانشجو به خارج از کشور بگردی*
*او اما نامش در روزنامه بود روز قبل در یک نزاع خیابانی کسی را کشته بود*
*من آن روز خوشحال تر از آن بودم که بخواهم به این فکر کنم که کسی کسی را کشته است*
*تو آن روز هم مثل همیشه بعد از دیدن عکس‌های روزنامه آن را به کناری انداختی*
*او اما آنجا بود در بین صفحات روزنامه*
*برای اولین بار بود در زندگی‌اش که این همه به او توجه شده بود** !!!!*
*چند سال گذشت*

*وقت گرفتن نتایج بود*
*من منتظر گرفتن مدارک دانشگاهی‌ام بودم*
*تو می‌خواستی با مدرک پزشکی‌ات برگردی همان آرزوی دیرینه‌ی پدرت*
*او اما هر روز منتظر شنیدن صدور حکم اعدامش بود*
*وقت قضاوت بود*
*جامعه‌ی ما همیشه قضاوت می کند*
*من خوشحال بودم که که مرا تحسین می کنند*
*تو به خود می بالیدی که جامعه ات به تو افتخار می کند*
*او شرمسار بود که سرزنش و نفرینش می کنند*
*زندگی ادامه دارد*
*هیچ وقت پایان نمی گیرد*
*من موفقم من میگویم نتیجه ی تلاش خودم است**!!!*
*تو خیلی موفقی تو میگویی نتیجه ی پشت کار خودت است**!!!*
*او اما زیر مشتی خاک است مردم گفتند مقصر خودش است** !!!!*
*من , تو , او*
*هیچگاه در کنار هم نبودیم*
*هیچگاه یکدیگر را نشناختیم*

*اما من و تو اگر به جای او بودیم*
*آخر داستان چگونه بود ؟؟؟*
*هر روز از كنار مردمانی می گذریم كه یا من اند یا تو و یا او*
*و به‌راستی نه موفقیت‌های من به‌تمامی از آن
من است و نه تقصیرهای او* *همگی از آن او*




تاریخ : یکشنبه 1 بهمن 1391
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

رونق وشهرت یک مکان ،به عواملی خاص بستگی دارد .یکی از این عوامل که در پیشرفت وشهرت شهر ویا روستایی موثر است وجود بازار یا مکانی است که مردمان بتوانند به تبادل فرهنگ ، اطلاعات و معامله کالاها ودستاورد های خوداقدام نمایند

شلمزار به واسطه نقش حیاتی و سوق الجیشی خاصی که در منطقه داشته ودارد مرکز مهمی جهت مبادله اقتصادی -سیاسی وفرهنگی بوده است .

وجود بازارچه معروف شلمزار که در قسمت جنوب  شهر یعنی جایی که در مسیر تردد کاروانان ،تجار وعشایر آن روزگار که از اقصی نقاط ایران به این شهر در رفت وآمد بودنداز دیگر عوامل معروفیت وپیشرفت این شهر بوده است

این بازار که بیشتر مغازه های آن در اختیار تجاری از اصفهان ، گلپایگان بروجن  کاشان و...بوده نشانگر این واقعیت است که این شهر روزگار پر طمطراقی را سپری کرده است.

وجود کاروانسرای بزرگ ومهم در کنار ژاندارمری (کلانتری امروز)خود حکایت از روزگاررونق وآبادانی این شهر دارد.

امروزه هیچگونه اثری از بازارچه وکاروانسرا دیده نمی شود در دیوان حسین پژمان بختیاری وداراب افسر بختیاری اشاراتی به این شهر وبازارچه آن شده است واز اشعار این اساتیدسخن در می یابیم رونق واقتدار این شهر را.

حسین پزمان بختیاری در شعری با گویش لری اهمیت این شهر را در پذیرش فرمانها ونقش آن در تحول رخدادهای سیاسی واجتماعی بخصوص در فرمان کشف حجاب اینگونه می سراید

دوش دیدم که پیامی زشلمزار رسید                                  چادرانه بدرید پاک، گه کار رسید

ومرحوم داراب افسر بختیاری در منظومه همیلادر وصف دلدادگیهای دختر شهری وپسر لر زیبا می سراید

شی ور مو بکن سیت اخرم جوه وشولار                یک توپ زچلواری وده توپ قلمکار

مینا اخرم سیت زدکوندار شلمزار                        از فند وشکر هر چه بخوهی بار بربار

                                                                                                                                           نویسنده: حسین یگانه

 




تاریخ : دوشنبه 25 دی 1391
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

پیشنهاد میکنیم به هیچ وجه این مطلب رو از دست ندید

سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه ام و نه با تو دشمنی کرد ه ام. (ضحی 1-2) افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را که مرا به سخره گرفتی. (یس 30) و هیچ پیامی از پیام هایم به تو مرسید مگر از آن روی گردانیدی.(انعام 4) و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام(انبیا 87) و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان توهم زده شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24) و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری (حج 73) پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند، و قلبت آمد توی گلویت و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی .( احزاب 10) تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربان ترینم در بازگشتن. (توبه 118) وقتی در تاریکی ها مرا بزاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی . (انعام 63-64) این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده ای. (اسرا 83) آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3) غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59) پس کجا می روی؟ (تکویر 26) پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50) چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟(انفطار 6) مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود (روم 48) من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام 60) من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می دهم (قریش 3) برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگه با هم باشیم (فجر 28-29) تا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54)

" بعد از این رحم مکن بر دل دیوانه ی من/ بفرست هر چه غمت هست به میخانه ی من

تهیه کننده :حسین یگانه




تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1391
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

کمسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر شلمزار درتاریخ بیستم دیماه یکهزار وسیصدونود ویک خورشیدی باموضوع تعیین روزی به نام شلمزار تشکیل جلسه داد. در این جلسه که با حضوراعضای فرهنگی شهر شلمزاروشورای اسلامی شهر تشکیل گردید، پس از بحث وتبادل نظر وبه اتفاق آراء بیستم اردیبهشت ماه هر سال را روز شلمزار در تقویم این شهر نامگذاری نمودند.

شورای اسلامی کمسیون فرهنگی وشهرداری  شهرشلمزار این روز را به همه شهروندان عزیز وفرهیخته شلمزار تبریک عرض نمود  وخواستار حمایت همه جانبه شهروندان از این روز شدند

تدوین وبرنامه ریزی در خصوص اجرای برنامه هاوجشنهای مخصوص این روز به جلسه بعد موکول شد.

در این جلسه که با حضورانجمن ادبی آوای قلم،انجمن نمایش وهمچنین جمعی از فرهیختگان وفرهنگیان شهر برگزار گردید کلیه حاضرین برلزوم وحدت واتحاد در جهت ایجاد خود باوری وارتقاء سطح فرهنگی این شهر تاکید نمودند






آخرین مطالب

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید