دزدهای قدیم معرفت داشتند

تاریخ:یکشنبه 19 بهمن 1393-11:59 ب.ظ

 روزی دزدی در مجلسی پر ازدحام با زیرکی کیسه ی سکه ی مردی غافل را میدزدد، وقتی به خانه رسید کیسه را باز کرد دید در بالای سکه ها کاغذیست که بر آن نوشته است:
خدایا به برکت این دعا سکه های مرا محافظت بفرما...
.

اندکی تامل کردبعد کیسه را به صاحبش باز گرداند.
دوستانش او را ملامت کردند که چرا این همه پول را از دست داد.

دزدکیسه در جواب گفت:
صاحب کیسه عقیده داشت که دعا مال او راحفظ میکند او بر این دعا به خدا اعتقاد نموده است .
من دزد مال او بودم نه دزد دین او.
اگر کیسه او را پس نمیدادم، عقیده اش بر دعا و خدا سست می شد.آن وقت من دزد باورهای او هم بودم.واین دور از انصاف است




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
شیما
دوشنبه 20 بهمن 1393 08:20 ق.ظ
سلام خیلی دوست دارم با سایت ها و یا وبلاگ هایی شبیه شما تبادل لینک داشته باشم.شاید شما هم خوشتون بیاد کافیه یه سر به من بزنی و تصمیم بگیری
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic