تبلیغات
شلمزارسرزمین سبزکهن ونگین انگشتری چهارمحال وبختیاری - مطالب اسفند 1393
تاریخ : چهارشنبه 27 اسفند 1393
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

زمانه قرعه نو می زند به نام شما          خوشا شما که جهان می رود به کام شما
در این هوا چه نفسها پر آتش است و خوش است که بوی عود دل ماست در مشام شما
تنور سینه سوزان ما به یاد آرید           کز آتش دل ما پخته گشت خام شما
فروغ گوهری از گنج‌خانه دل ماست چراغ صبح که بر می‌دمد ز بام شما
ز صدق آینه کردار صبح خیزان بود  که نقش طلعت خورشید یافت، شام شما
زمان به دست شما می‌دهد زمام مراد  از آن که هست به دست خرد، زمام شما
همای اوج سعادت که می‌گریخت ز خاک  شد از امان زمین، دانه‌چین دام شما
به زیر ران طلب، زین کنید اسب مراد  که چون سمند زمین شد سپهر، رام شما
به شعر سایه در این بزمگاه آزادی  طرب کنید که پرنوش باد جام شما....

هوشنگ ابتهاج.....(سایه)

دوستان وهمراهان گرامی 
از اینکه در سال جاری همراه وهم یار ما بودید صمیمانه ازشما سپاسگزارم امیدوارم سال نو را نیز در کنار شما و با همفکری شما سروران عزیز بتوانیم در اعتلای گسترش دانش و آگاهی بخشی  تلاش کنیم فراموش نکنیم عید را برای سال تازه جشن نمیگیریم بلکه به پاس دانش آموزی و دانش افروزی در سالی که گذشت جشن می گیریم  از لطف وعنایت شما بی نهایت سپاسگزارم 



تاریخ : چهارشنبه 27 اسفند 1393
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

در دست گلی دارم ، این بار که می آیم

کانرا به تو بسپارم ، این بار که می آیم

در بسته نخواهد ماند ، بگذار کلیدش را

در دست تو بسپارم ، این بار که می آیم

هم هر کس و هم هر چیز ، جز عشق تو پالوده است

از صفحه پندارم ، این بار که می آیم

خواهی که اگر سنجی ، می سنج که جز مهرت

از هر چه سبکبارم ، این بار که می آیم

سقفم ندهی باری ، جایی بسپار، آری

در سایه دیوارم ، این بار که می آیم

باور کن از آن تصویر آن خستگی ، آن تخدیر

بیزارم و بیزارم ، این بار که می آیم

دیروز بهل جانا! با تو همه از فردا

یک سینه سخن دارم ، این بار که می آیم

- استاد حسین منزوی 




تاریخ : یکشنبه 17 اسفند 1393
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه
بی گمان امروز ، کسانی را که در روزهای نخست فروردین ، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در کوچه و گذر و خیابان می بینیم که با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می کنند و پولی می گیرند ، بازمانده ی شوخی ها و سرگرمی های انتخاب"میر نوروزی" و "حاکم پنج روزه" است که تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شدند ، نه در وقت و جشنی دیگر ؛ و آنان خود در شعرهایی که می خواندند می گفتند: حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه.

پوشیدن لباس نو
پوشیدن لباس نو در آیین های نوروزی ، رسمی همگانی است. تهیه لباس ، برای سال تحویل ، فقیر و غنی را به خود مشغول می دارد. در جامعه ی سنتی توجه به تهیدستان و زیردستان برای تهیه لباس نوروزی- به ویژه برای کودکان ، رسمی در حد الزام بود و همینطور خلعت دادن پادشاهان و امیران در جشن نوروز ، برای نوپوشاندن کارگزاران و زیر دستان بوده است.


ادامه مطلب

تاریخ : یکشنبه 17 اسفند 1393
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

بنابر سالنامه های کهن ایران ، هر یک از دوازده ماه سال سی روز است و پنج روز باقی مانده ی سال را پنجه ، پنجک ، خمسه مسترقه ، پیتک (در زبان و تقویم مازندرانی) یا بهریزک (در روزشمار زرتشتیان) گویند. ابوریحان درباره ی پنجه می نویسد: «... هر یک از ماه های فارسی سی روز است و از آن جا که سال حقیقی سیصد و شصت و پنج روز است ، پارسیان پنج روز سال را "پنجی" و"اندرگاه" گویند. سپس این نام تعریب شده و "اندرجاه" گفته شد و نیز این پنج روز دیگر را روزهای مسترقه نامیدند ، زیرا که در شمار هیچ یک از ماه ها حساب نمی شود...»

پارسیان این پنج روز را جشن می گرفتند ؛ مراسم پنجه تا سال 1304 که تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یک روز قرار داد ، برگزار می شد.

برگزاری جشن خمسه در بین همه ی قشرهای اجتماعی رواج داشت. به طوری که در 1311 هجری قمری مردی نیک اندیش در هزینه کردن موقوفه ی خود ، دراسترک کاشان ، سفارش می کند که : «... بقیه منافع وقف را هر سال برنج ابتیاع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالی استرک ، وضیع و شریف ، ذکور و اناث ، صغیر و کبیر بالسویه برسانند.»



ادامه مطلب

آخرین مطالب

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید