تبلیغات
شلمزارسرزمین سبزکهن ونگین انگشتری چهارمحال وبختیاری - مطالب فروردین 1395
تاریخ : یکشنبه 8 فروردین 1395
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه
زیبایی درون خویش را احساس کن
برای ساختنِ رابطه‌ای که تو را یکراست به بهشت ببرد، باید ابتدا بدنِ خویش را کاملا قبول داشته‌ باشی. باید بدنِ خویش را دوست داشته باشی و بدون کوچک‌ترین خجالتی، بگذاری باشد و آزادانه داد و ستد کند. خجالت چیزی نیست، مگر ترس.
تو زیبا هستی، مهم نیست که ذهنِ تو چه چیزی را به تو القا می‌کند. زیبایی تو واقعیتی انکارناپذیر است. دیگران آزادند هرطور که دلشان می‌خواهد تو را ببینند. مهم نیست. اگر تو نسبت به زیبایی خویشتن آگاه باشی، اگر زیبایی خویش را قبول داشته باشی، نظر دیگران هیچ تاثیری بر روی تو نخواهد داشت. تفاوت زیبایی یک فرد با زیبایی فردی دیگر فقط در مفهوم زیبایی نزدِ آنان است.
تو همان چیزی هستی که باور کرده‌ای هستی. تو حق داری خود را زیبا ببینی و از زیبایی خود بهره‌مند شوی. تو می‌توانی برای بدنِ خویش احترام قایل شوی و آن را، همان‌طور که هست، بپذیری. عشق از درون می‌جوشد. عشق در درون ماست و برای همیشه در درون ما می‌ماند. تو فقط هنگامی می‌توانی زیبایی بیرون را مشاهده کنی، که زیبایی درون را دیده باشی.




تاریخ : یکشنبه 8 فروردین 1395
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه
تاریخ : یکشنبه 8 فروردین 1395
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه
تاریخ : یکشنبه 8 فروردین 1395
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه
فرهنگ ایرانی میگوید: 

میازار موری که دانه کش است. 
که جان دارد و جان شیرین خوش است. 
فردوسی


فرهنگ ایرانی میگوید:

بنی آدم اعضای یکدیگرند 
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
سعدی

فرهنگ ایرانی میگوید:

پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان

دل به می دربند تا مردانه وار
گردن سالوس و تقوا بشکنی
حافظ

و من تابع چنین فرهنگی هستم که صلح و انسان دوستی پایه و اساس آن است. 
نه دستورالعمل کشتار در آن است،نه قربانی و  آزار و اذیت جانداران....

پاینده باد ایران 

سالها دل طلب جام جم از ما میکرد 
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود
طلب از گمشدگان لب دریا میکرد.



تاریخ : یکشنبه 8 فروردین 1395
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه

(اشک مهتاب) فرو ریخته در کوچه ی تنهائیِ ما

(قاصدک) باز به پایان ببر اندوهِ زلیخائیِ ما 

(بویِ باران) و (بهاریه)شده هم نفسِ (دلشدگانِ) 

(در خیالِ)(شب وصل) یم ، بنا نیست به رسوائیِ ما 

با تو ای (سروِ چمان) ، (ِرازِ دل)خویش بگوئیم که در 

نفسِ گرمِ تو پیداست مَهِ (گنبدِ مینا)ئیِ ما 

(سازِ خاموشِ) تو را تاب ندارد ، دلِ (مرغِ سحر) ی

(سرِّ عشق) است (نوا)ئی که شده فَرِّ فریبائی ما 

رمضان باشد و (گلبانگ) اذان تشنه آوای تو ، کاش

(ربَّنا)ی تو صمیمانه بیاید به پذیرائیِ ما

(عشق داند) که چرا (چهره به چهره) ، به تو می اندیشیم 

(مرغِ خوشخوان) ، حضور تو گره خورده به زیبائیِ ما

باز (فریاد) کن از حنجره ، بغضی که گلوگیر شده

نفس ات گرم و دلت خوش به همین بغضِ هم آوائیِ ما 

جاودان نام تو و خاطره هایت همگی باقی و خوش

(برگِ سبز)ی و بمان (چاووشِ) بزم شبِ شیدائیِ ما

پر شد از (خون جوانانِ) وطن (جامِ تهی) مانده ی غم

(آهِ باران) ی ما باش و ببار ابرِ پر اندوهِ شکیبائیِ ما 

از خدا خواسته ام (شاخه گلِ) باغ بمانی که (خزان)

گوشه گیر است به حرمِ نفس ات ،  مردِ اهورائیِ ما 

(هم نوا با بم) از این زلزله هم می گذری ، مرد بزرگ

ساز (از عشقِ) تو شد بار دگر سوز هویدائیِ ما

(جانِ جان) ، با (دلِ مجنون)چه کند عاشقِ دیرینه ی تو 

(جانِ عُشّاق) ، بمان خط شکن خلوتِ تنهائی ما
                 _______________
                        
پی نوشت: ۳۲ اسم داخل پرانتز ، اسامی ۳۲ آلبوم و آهنگ از آلبوم های استاد گرانقدر موسیقی و آواز ایران "محمد رضا شجریان" هست



تاریخ : یکشنبه 8 فروردین 1395
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه
لبخند نزن بی سر و سامان شدنم را
ابرم که خــدا خواسته باران شدنم را

آرامش من بی تو فقط مایه ی ترس است
بنشین و ببین لحظه ی طوفان شدنم را

از بعد تو سهم من از این فاصله قحطی ست
تعبیــــر مکن خواب بیابان شدنم را

یک ارگ قدیمی شده ام در وسط شهر
اما تو مکش نقشه ی ویران شدنم را

چون ماهی افتاده به قلاب شدم که
صیاد نفهمیده پشیمان شدنم را




تاریخ : یکشنبه 8 فروردین 1395
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه
تاریخ : یکشنبه 8 فروردین 1395
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه
تاریخ : یکشنبه 8 فروردین 1395
نویسنده : محمد همتیان،حسین یگانه
میهمانی آمدیم و این جهان آن خانه است
آنچه باید یا نباید حکم صاحبخانه است

قسمت یک کاسه و دریا از اشک آسمان
مثل هم امّا به قدر وسعت پیمانه است

از دل مجنون به جز مجنون کسی آگاه نیست
نزد لیلا هم فقط بیگانه ای دیوانه است

سنگ سخت بیستون را تیشه ی فرهاد کند
هر که می خواهد بگوید عاشقی افسانه است

می گذارد هر کسی پا جای پای آسمان
طاق کسری هم که باشد آخرش ویرانه است




آخرین مطالب

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید